سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

43

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

آگاه مىفرمود ، مفضوليت عمر وافقهيت آن جناب چگونه لازم مىآمد ؟ ! وايراد صاحب " ذخائر العقبى " اين روايت را در ذكر رجوع أبى بكر وعمر به سوى قول جناب أمير ( عليه السلام ) نيز دلالت دارد بر آنكه عمر أولا از عدم جواز رجم حامله جاهل بود ، وبه آن حكم مىداد ، هرگاه جناب أمير ( عليه السلام ) [ أو را ] از اين مسأله واقف ساخت ، به قول آن جناب رجوع نمود . اما آنچه گفته : وچون حضرت أمير ( عليه السلام ) كه از سابق به حال آن زن وبه حامله بودنش اطلاع داشت ، أو را خبردار كرد ، منت اين اطلاع برداشت . پس اين دعوى را كه جناب أمير ( عليه السلام ) به حال اين زن از قبل اين واقعه اطلاع داشت ، به روايت صحيحه به اثبات بايد رسانيد ، ورواياتى كه متضمن اين قصه منقول شده ، اثرى از اين معنا در آن پيدا نيست . وبر فرض ثبوت سبق اطلاع جناب أمير ( عليه السلام ) به حال آن زن ، چون علم عمر به حمل آن ثابت شده ، موجب جهل عمر به حال آن زن ، دافع طعن نمىتواند شد . اما آنچه در تأويل ( لولا علي لهلك عمر ) گفته : يعنى اگر مرا بعد از وقوع حد ، وهلاك شدن اين زن وبچه اش . . . إلى آخر . پس مردود است به اينكه : اين جهل عمر موجب معصيت بود يا نه ؟ در صورت أولى مطلوب شيعيان حاصل است ، ودر صورت ثانيه سبب